همیشه بی بی مهرو

از خواب برخاستم. پیامی از مادرم،عظیمه، را در ایمیلم یافتم. مادرم می نویسد. این بار رویدادی را که در همین اواخر شاهدش بوده نوشته است و امید دارد شما بخوانید و با دیگران در موردش حرف بزنید.

قربانی شدن یک دختر به خصومت های فامیلی

عایشه با فامیل خود در یکی از قریه های جوزجان زنده گی می کرد. در آن قریه، خانهء کاکایش هم بود. یکی از شب ها به خانه کاکایش رفته بود. خانم کاکایش که از اول خصومت داشته با فامیل عایشه، این شرایط را به پسر خود آماده ساخته که به عایشه تجاوز کند. عایشه نامزاد هم دارد. شب پسر خود را به جان دختر روان می کند. دختر بسیار شرمندوک و هیچ از این گپ ها آگاهی ندارد. بسیار وارخطا میشود. باز هم به حق او ظلم شده، کار تمام می شود. مادر پسر برای دختر لباس های خود را می دهد. لباس های او…

View original post 173 more words

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: